محمد الريشهري ( مترجم : شيخى )
763
منتخب ميزان الحكمة ( فارسى )
حديث : 3804 امام رضا عليه السلام - در پاسخ به اين سؤال كه چرا زن مطلّقهء به طلاق عدّى « 1 » ، براى شوهر خود حلال نيست ، مگر اين كه با كس ديگرى ازدواج كند ؟ - فرمود : خداوند تبارك و تعالى تا دوبار اجازهء طلاق داده است و فرموده : « طلاق ، دو بار است ، آن گاه به شايستگى نگهداشتن يا به نيكى رها كردن » كه همان طلاق سوم است . از آن جا كه مرد با سوّمين طلاق ، كارى كرده كه خداوند عز و جل خوش ندارد ، پس خداوند ، آن زن را بر وى حرام كرد و ديگر بر او حلال نيست ، مگر اين كه با مرد ديگرى ازدواج كند ، تا مردم طلاق را سبك نگيرند و زنان زيان و لطمه نبينند . 3805 امام رضا عليه السلام - به محمّد بن سنان دربارهء علت سه بار طلاق - نوشت : علت مقرر شدن سه بار طلاق اين است كه از طلاق اوّل تا سوم فرصتى است براى آن كه ميل و رغبتى به از سر گرفتن زندگى زناشويى پيش آيد يا اگر عصبانيت و خشمى در كار بوده فروكش كند و نيز براى آن كه زنان ترسان و متنبّه شوند و از نافرمانى شوهرانشان باز ايستند ؛ زيرا زن از اين رو مستحق جدايى و طلاق شده است كه مرتكب عمل ناشايستِ نافرمانى از شوهرش گرديده است . علت حرمت ابدى زن بر مرد بعد از نُه طلاق اين است كه مرد ، طلاق را بازيچه قرار ندهد و به زن زورگويى نكند و در كارهاى خود با چشم باز عبرتآموز بنگرد و بداند كه بعد از نُه طلاق از زندگى كردن با او براى هميشه محروم خواهد شد . 253 . طمع 1186 - نكوهش طمع 3806 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : طمع ، حكمت را از دلهاى دانشمندان مىبرد . 3807 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : لغزشگاهى كه پاى علما روى آن قرار نمىگيرد ، طمع است . 3808 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : از طمع بپرهيز كه اين خود فقرى نقد است . 3809 امام على عليه السلام : طمعكارى ، بندگى هميشگى است . 3810 امام على عليه السلام : هر كه مىخواهد ايام عمر خود را آزاد زندگى كند ، طمع را در دل خويش جاى ندهد . 3811 امام على عليه السلام : طمعكار ، در بندِ خوارى است . 3812 امام على عليه السلام : هركه جامهء طمع به تن كند ، خود را خوار گرداند . 3813 امام على عليه السلام : ذليلتر از طمعكار ، وجود ندارد . 3814 امام على عليه السلام : بيشترين هلاكتگاههاى خردها ، زير درخشش طمعهاست . 3815 امام على عليه السلام : پارسايى و طمع ، با هم جمع نمىشوند .
--> ( 1 ) . طلاق عدّى يعنى آن كه مرد در عدّهء طلاق به زن رجوع كند ، بدونآن كه منتظر تمام شدن عدّه و ازدواج مجدّد با زن شود .